Code Center

♥♡ss501♡♥
fighting

بچه ها من این همه دستم دردمیگیره براتون داستان مینویسم بعد شما نظر نمیدید

منونسترن ازامروزبه عنوان مهمون رفتیم خونه دابل اس//

وقتی  رفتیم خونشون همه بااستقبال اومدن سمتم قیافشون میگفت ازاینکه قراره من مدتی مهمونشون باشم ناراحت نیستم اما خودم احساس سرباربودنومیکردم هیونم این موضوعوفهمیدواومددرگوشم گفت:ناراحت نباش اینجاراحت باش همه چی درست میشه.

لبخندی زدم وازش تشکرکردم اینطوری خیالم راحت ترشد.

فرداصبح/خونه دابل اس/ساعت7صبح

امروزاولین روزی بودکه صبح چشماموتوی این خونه بازمیکنم دورخیزی کردمورفتم دوشی گرفتم وبه سمت یخچال رفتم تاابی بخورم دریخچالو بازکردم چشمم به جای اب به یه عالمه اب هویج خوردیکی شوبرداشتم وخوردم همه خوابیده بودن اما کیوصبح زود ازخونه رفته ورزش داشتم ازپنجره بیرونو نگاه میکردم صدایی شنیدم

-باری چی اب هویجموخوردی؟؟؟

-ببخشید ولی واقعاهوس کرده بودم الان میرم یکی دیگه میگیرم میذارم سرجاش

-شوخی کردم نمیخوادبری

منوجونگمین میزصبحانه رواماده کردیم یونگی وکیو هم اومدن سرمیزصبحانه اما نسترن وهیون هنوزخواب بودن

-جونگمین توبروهیونوبیدارکن منم برم نسترنوبیدارکنم اخه خوابش خیلی سنگینه

-باشه

او ن دوتاهم بیدارشدن و باهم صبحانمون روخوردیم

جونگی-بچه پاشیدبریم کوه خیلی حال میده

همه سرشونوبه علامت پاسخ مثبت تکون دادن منم همینطور

-زنگ زدم به دوستام که اونام بیان تاباهم خوش بگذرونیم

ساعت10صبح/پای کوه/سئول

داشتیم اروم اروم ازکوه میرفتیم بالا یکدفعه صدای جیغی شنیدم سریع پشت سرمونگاه کردم

دیدم مائده توی بغله هیونگه منم حس شیطونیم گل کرد

-مائده الان وقتعشق بازی نیس

مائده باحالتی عصبانی منونگاه کردوصاف ایستاد

-نیلوباراخرت باشه اگه هیونگ نبودالان بایدباجنازه من حرف میزدی

هیون/-اه وای خسته شدم کاش نمیومدم اینجا

نسترنم همون لحظه پریدوسط

-اره منم خسته شدم علاقه ای هم به کوه ندارم برای اینکه توی خونه تنهانباشم اومدم.

-خب زودترمیگفتی الان که نمیشه بریم خونه ولی بیاتابالا نرفتیم بریم من یه جای خوشملیو نشونت بدم

باهم رفتن پایین

-نسترن چشماتوببندتاهروقت گفتم بازنکن

-برای چی؟؟؟

-ببنددیگه

-باشه

هیون دست نسترنوگرفت وبردش به یه جایی

-خب حالاچشماتوبازکن.

-واااااااییییییییییییییییی چه قدقشنگه

هیون نسترنوبرد کناررودخونه نسترنم ازفرصت استفاده کرد

-اووووووووووپا میشه برام یه اهنگ بخونی

-باشه

هیون شروع کردبه خوندن چنددقیقه که گذشت

-نسترن خوب بووووود؟؟؟؟/

امادیدنسترن سرشوگذاشته روی سنگی خوابش برده رفت سمتش سرشو اروم از روی سنگ برداشت وگذاشت روی شونه هاش

غزاله:-/هیون کو؟؟؟؟

سمانه/-نسترنم نیست

منوجونگی داشتیم باقیافه ای که شیطونی ازش میباره همدیگه رونگاه میکردیم هردومون یه نقشه توسرمون بود

-منونیلوفرمیریم دنبالشون شما هم به راهتون ادامه بدید

منوجونگی رفتیم پایین داشتیم دنبالشون میگشتیم جونگی اروم گفت::ککککککککک نگاشون کن دارن لاو میترکونن

روم رفتیم جلو

-به به به ازکی تاحالا ؟؟؟!!!!!

من ایندفعه نظرزیادمیخواما




طبقه بندی: end/story/ the best life، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 فروردین 1392 توسط niloofar | نظرات()
درباره وبلاگ
안녕하세요 ,,سلام
من نیلوفرم,16سالمه,عاشق کره جنوبی مخصوصا گروهss501هستم.اگه میخواستین منوباعنوان وب لینک کنید
لطفابانظراتون منوحمایت کنید.ممنون감사합니다
خداحافظ갈가요*

안녕하세요, niloofar 해요
16 살/한국 정말 좋아
특히 SS501/내 블로그에 와서 주셔서 감사합니다
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» کدام موزیک ویدیو دابل اسو خیییییییییلی دوس داری؟











پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • وبلاگ طرفداران k-pop&ss501

    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    دیکشنری آنلاین

    دیکشنری آنلاین

    مترجم سایت

    مترجم سایت

    Flag Counter


    ساعت ساعت ساعت فلش

    قالب بلاگفا

    فال حافظ
    .

    کد پیامک

    کد پیامک

    قالب بلاگفا


    parsskin go Up
    Google

    در این وبلاگ
    در كل اینترنت

    جست و جوی گوگل

    جست و جوی گوگل

    کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا
    ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک ,

    .

    , .
    وبلاگ
    blogکد بازی تمرکز حواس

    ღDouble S Friendlyღ

    دختران دوست داشتنی

    mouse code

    كد ماوس