Code Center

♥♡ss501♡♥
fighting

سلاااام .

بریدادامه که داره حساس میشه ببخشید که بده ولی امیدوارم خوشتون بیاد.راستی به عنوان عیدی سال جدید برام نظربذارین.

چرااینطوری نگاه میکنی؟؟؟//

_میدونستی من نقره ای دوست دارم برای اینکه بیشتربهت توجه کنم اینطوری لباس پوشیدی؟؟؟

-ها؟؟؟من ازکجابدونم توچه رنگی دوست داری این رنگ موردعلاقه خودمه تازه الانم که فهمیدم توهم نقره ای دوست داری، دیگه اینرنگی نمیپوشم!!!

-نه بپوش خیلی بهت میاد

سرموبرگردوندم پشت به اون نشستم:من باتودیگه حرف نمیزنم

اومدم که ازجام بلندشم که جونگمین دستموگرفت گفت:شوخی کردم خواهشا منوببخش باشه؟

-باشه ولی دفعه اخرت باشه

وقتی قبول کردم خوشحال شدولپموبوسید و

-حالا که اشتی کردم بیایه اب هویجه دیگه هم بزنیم به بدن

-فک کنم امشب من بایدتوی دستشوئی بخوابم ازبس اب هویج خوردم

راوی//

غزاله ویونگسنگ زیادحرفی نمیزدن

غزاله-چرا اینقدرخجالتی وگوشه گیری؟؟؟

-همینه که هست .

یکدفعه صدای هیونونسترن اومدکه داشتن باهم میگفتن:مهمان های محترم تشریف بیارین سرمیزشام که غذاحاضره.

یهوبچه هابخاطرمدل حرف زدنشون خندیدن ورفتیم سرمیزشام وشام روخوردیم خیلی خوشمزه بود.

من فارسی به بچه هاگفتم:شام روکه خوردیدعین بچه ادم بلندشیدکه بریم

یکدفعه هیون پریدوسط حرفم:نیلوفرچی گفتی بگو بگوبگو

-اگه قراربودشمابفهمین کره ای میگفتم فوضول خان

اینوکه گفتم همه زدن زیرخنده جونگی زدپشتم گفت حقاکه نیلوی خودمونی

.

.

.

(یک ماه بعد)

نیلوفر//نمیدونم کدوم ادمی بامن دشمنی داشته ورفته بهرییس گفته که من چندوقته سرکارنمیام رئیسمم وقتی فهمیدمنوازاونجااخراج کردهرچی التماس کردم قبول نکرد(بچه یتیم گیراورده)

-حالا چیکارکنم الان دوماهه اجارمون عقب افتاده همین امروزفرداست که ازخونمون هم بیفتیم بیرون خیلی ناراحت بودم رفتم توی پارک نشستم داشتم یواش یواش گریه میکردم

-چراداری گریه میکنی؟؟؟

برگشتم دیدم جونگمینه اما اون اینجاچیکارداشت!!!

توجهی نکردم به گریه کردنم ادامه دادم جونگی اومدروبه روی من ایستادومنودراغوش گرفت

-حالاچیکارکنم داداش دوروز دیگه بایدخونه روتخلیه کنم کارمم ازدست دادم وهیچ پس اندازی هم ندارم به نسترن چی بگم؟؟؟نمیخوام ناراحت شه

-بشین اینجایه لحظه منتظرباش تامن یه زنگی بزنم.

بعدچندلحظه جونگی اومدوگفت نیلوفرپاشوبریم خونه وسایلاتوجمع کن باخواهرت بیاخونه ما

بعدچندلحظه بلندشدم:نه..اصلا..عمرا..ابدا من نمیتونم خونه شمابیام ممنون که خواستی کمک کنی.

جونگمین به حرفام هیچ توجهی نکرد:پس بریم وسایلاروبرداریم منم دیگه چیزی نگفتم چون میدونستم ناراحت میشه.

رفتیم خونه هرچی بودونبودوجمع کردیم وبه عنوان مهمون برای مدتی باخواهرم رفتیم خونه یss501

امیدوارم خوشتون اومده باشه نظریادت نره گلم




طبقه بندی: end/story/ the best life، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 فروردین 1392 توسط Alireza mehri | من عیدی میخوام خسیس نشینا>()
پرستو
چهارشنبه 7 فروردین 1392 02:29 ب.ظ
خداییش خوبه دستت درد نکنه
پاسخ niloofar : خووووواهش میکنم خواهرعزیزم.
درباره وبلاگ
안녕하세요 ,,سلام
من نیلوفرم,16سالمه,عاشق کره جنوبی مخصوصا گروهss501هستم.اگه میخواستین منوباعنوان وب لینک کنید
لطفابانظراتون منوحمایت کنید.ممنون감사합니다
خداحافظ갈가요*

안녕하세요, niloofar 해요
16 살/한국 정말 좋아
특히 SS501/내 블로그에 와서 주셔서 감사합니다
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» کدام موزیک ویدیو دابل اسو خیییییییییلی دوس داری؟











پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • وبلاگ طرفداران k-pop&ss501

    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    دیکشنری آنلاین

    دیکشنری آنلاین

    مترجم سایت

    مترجم سایت

    Flag Counter


    ساعت ساعت ساعت فلش

    قالب بلاگفا

    فال حافظ
    .

    کد پیامک

    کد پیامک

    قالب بلاگفا


    parsskin go Up
    Google

    در این وبلاگ
    در كل اینترنت

    جست و جوی گوگل

    جست و جوی گوگل

    کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا
    ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک ,

    .

    , .
    وبلاگ
    blogکد بازی تمرکز حواس

    ღDouble S Friendlyღ

    دختران دوست داشتنی

    mouse code

    كد ماوس